
زندگینامه یحیی جواهری
یحیی جواهری، شاعر، نویسنده، روزنامهنگار و فعال فرهنگی برجسته افغانستان، یکی از چهرههای ماندگار ادبیات معاصر فارسی دری است که با آثار ارزشمند خود، جایگاهی ویژه در میان اهالی ادب و فرهنگ این سرزمین به دست آورد. او در سال ۱۳۳۴ هجری خورشیدی در گذر سهدکان شهر مزارشریف، مرکز ولایت بلخ، در خانوادهای با پیشینه فرهنگی و ادبی دیده به جهان گشود. پدرش، میرزا محمدحسین، شخصیتی بود که به احتمال زیاد در شکلگیری علاقه یحیی جواهری به ادبیات و فرهنگ نقش بسزایی داشت.
دوران کودکی و تحصیل
یحیی جواهری دوران کودکی و دانشآموزی خود را در زادگاهش، مزارشریف، سپری کرد. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبیرستان باختر این شهر به پایان رساند و با نشان دادن استعداد و پشتکار، راهی پایتخت شد تا تحصیلات عالی خود را ادامه دهد. وی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل به تحصیل پرداخت و موفق شد مدرک کارشناسی خود را در این رشته اخذ کند. این دوره از زندگی او نه تنها پایههای علمی و فکریاش را تقویت کرد، بلکه دیدگاهش را نسبت به مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی گسترش داد؛ موضوعی که بعدها در آثارش به وضوح بازتاب یافت.
آغاز فعالیت حرفهای
پس از فراغت از تحصیل، یحیی جواهری به عنوان دادستان در شهرستان چمتال ولایت بلخ مشغول به کار شد. این تجربه کوتاهمدت در عرصه قضایی، او را با واقعیتهای زندگی مردم و چالشهای اجتماعی آن زمان آشنا کرد. اما تحولات سیاسی و اجتماعی افغانستان در دهههای بعدی، مسیر زندگی او را تغییر داد. در سال ۱۳۵۸ هجری خورشیدی، به دنبال کودتای کمونیستی و ناامنیهای ناشی از آن، جواهری مانند بسیاری از هموطنانش مجبور به ترک وطن شد و به ایران مهاجرت کرد.
مهاجرت و فعالیت در ایران
در ایران، یحیی جواهری به شهر مشهد، پایتخت فرهنگی خراسان، پناه برد و در رادیو دری این شهر به عنوان گرداننده برنامههای فرهنگی و ادبی مشغول به کار شد. این دوره از زندگی او، که با دوری از وطن و تجربه زیستن در غربت همراه بود، به شکوفایی خلاقیت ادبیاش کمک کرد. او در این سالها به پژوهش در زمینههای تاریخ، سیاست، حقوق و ادبیات پرداخت و با بهرهگیری از فضای فرهنگی غنی مشهد، دانش و تجربه خود را عمیقتر ساخت. اشعار و نوشتههای او در این دوره، بازتابدهنده حسرت دوری از وطن، دغدغههای انسانی و عشق به فرهنگ و ادب پارسی بود.
بازگشت به افغانستان و فعالیتهای فرهنگی
پس از پیروزی مجاهدین و فروپاشی رژیم کمونیستی در سال ۱۳۷۱ هجری خورشیدی، یحیی جواهری به وطن بازگشت و در شهر مزارشریف اقامت گزید. در این زمان، او به عنوان مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در مزارشریف منصوب شد و نقش مهمی در تقویت پیوندهای فرهنگی میان ایران و افغانستان ایفا کرد. اما با قدرتگیری طالبان در اواخر دهه ۱۳۷۰، بار دیگر مجبور به ترک وطن شد و به مشهد بازگشت. اینبار در بخش رادیو تاجیکی خراسان به فعالیت پرداخت و با صدای گرم و برنامههای پرمحتوایش، مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرد.
پس از سقوط رژیم طالبان در سال ۱۳۸۰ هجری خورشیدی، جواهری بار دیگر به افغانستان بازگشت و اینبار با انگیزهای مضاعف در عرصه رسانه و فرهنگ فعالیت کرد. او از آغاز نشرات رادیو-تلویزیون خصوصی آرزو در بلخ، به عنوان مدیر نشرات این رسانه مشغول به کار شد و مدتی نیز معاونت آن را بر عهده داشت. همچنین، به عنوان مدیر مسئول ماهنامه خصوصی «نما» فعالیت کرد و با انتشار مقالات و نوشتههای ارزشمند، به غنای فضای فرهنگی کشور افزود.
آثار ادبی
یحیی جواهری شاعری پرکار و خلاق بود که آثارش ترکیبی از احساسات عمیق، دغدغههای اجتماعی و زیباییشناسی ادبی را به نمایش میگذارد. او در طول زندگی خود مجموعههای شعری متعددی منتشر کرد که هر یک نشاندهنده دورهای از زندگی و تفکر اوست. مجموعههای چاپشده او عبارتاند از:
۱. شهر هزار چهره من (کابل، ۱۳۸۷) - انتشارات انجمن قلم افغانستان
۲. آنسوتر از ستاره (کابل، ۱۳۹۳) - انتشارات انجمن قلم افغانستان
۳. فال و تماشا (بلخ، ۱۳۹۵) - انتشارات برگ
۴. ماه در فنجان (بلخ، ۱۳۹۵) - انتشارات برگ
۵. الا غزل (هرات، ۱۳۹۸) - انتشارات آن
۶. خط اول عشق (کابل، ۱۳۹۹) - انتشارات برگ
۷. انار چلهنشین (کابل، ۱۳۹۹) - انتشارات برگ
۸. جواهر کنج شال (کابل، ۱۳۹۹) - انتشارات برگ
علاوه بر این، سه مجموعه شعری دیگر از او آماده چاپ بود که پس از درگذشتش منتشر شدند:
۹. مبهم در موهوم (کابل، ۱۴۰۰) - انتشارات برگ
۱۰. دیر آباد (کابل، ۱۴۰۰) - انتشارات برگ
۱۱. جغرافیای عشق (کابل، ۱۴۰۰) - انتشارات برگ
شعرهای جواهری به دلیل زبان صمیمی، تصاویر بدیع و مضامین عاشقانه و اجتماعی، مورد استقبال گسترده قرار گرفت. او در سرودههایش به موضوعاتی چون عشق، وطندوستی، دردهای مردم و اعتراض به نابسامانیهای جامعه پرداخت و صداقت و جسارت خاصی را در بیان این مسائل به کار برد.
ویژگیهای شعری و شخصیتی
یحیی جواهری شاعری بیتکلف بود که با زبانی ساده و صمیمی با مخاطبانش ارتباط برقرار میکرد. شعر او آینهای از زندگی روزمره، احساسات انسانی و دغدغههای اجتماعی بود. دوستان و همکارانش او را فردی متین، کتابخوان و دارای سواد شعری قابل توجه توصیف کردهاند. ژکفر حسینی، گرافیست، و ناشر کتاب و یکی از دوستان نزدیک یحیی جواهری، که همچنین نقش مهمی به عنوان طراح و ناشر کتابهای این شاعر فقید ایفا کرده است، درباره او چنین گفته است: «یحیی جواهری مردی قلندر مشرب و متین سرشت بود که ظرافت و زیبایی غزلیاتش را ستودهاند.» این توصیف کوتاه، اما پربار، که از زبان کسی بیان شده که هم از نزدیک با جواهری معاشرت داشته و هم در انتشار تمام آثارش سهیم بوده، لایههای عمیقی از شخصیت و هنر این شاعر برجسته را آشکار میکند.
درگذشت و میراث
سرانجام، یحیی جواهری در روز سهشنبه، ۲۶ حوت (اسفند) ۱۳۹۹ هجری خورشیدی (مطابق با ۱۶ مارس ۲۰۲۱ میلادی)، پس از تحمل بیماری و به دنبال سکته مغزی، در بیمارستانی در کابل چشم از جهان فروبست. او در سن ۶۹ سالگی درگذشت و پیکرش در زادگاهش، مزارشریف، به خاک سپرده شد. درگذشت او واکنشهای گستردهای در میان اهالی فرهنگ و ادب افغانستان به دنبال داشت و بسیاری از شاعران، نویسندگان و مقامات، از جمله محمد اشرف غنی، رئیسجمهور وقت افغانستان، این ضایعه را تسلیت گفتند.
یحیی جواهری با آثارش میراثی گرانبها از خود به جای گذاشت که بخشی جدانشدنی از ادبیات معاصر فارسی دری است. نبود او خلأ بزرگی در جامعه ادبی افغانستان ایجاد کرد، اما سرودهها و نوشتههایش همچنان زندهاند و الهامبخش نسلهای آینده خواهند بود.
روانش شاد و یادش گرامی باد!