
مصاحبهی خدیجه بهرامیان با لیلی غزل: از بلخ تا استانبول، شعر و تجربه
در شبهای بلخ، شهری که گذرگاه تاریخ و آینده است، صدای یک شاعر بانو، همواره نرم و تأثیرگذار، بهگوش میرسد. لیلی غزل، نامی که از خاک بلخ به فضای گستردهی دنیا پرواز کرده، با اشعاری که همچون گلها بر روی شاخههای عشق و درد رشد کردهاند، داستان زنان افغانستان و تجربیات دوری از وطن را بازگو میکند. او، با نام اصلی شکریه حسینی، در خانوادهیی متعهد به ارزشهای فرهنگی و اجتماعی بزرگ شد و این ریشههای عمیق، ادبیات او را شکل داد.
از آغاز تحصیلات خود در دانشکدهی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بلخ تا ورود به حوزهی آموزش و پرورش به حیث آموزگار و فعالیت در زمینهی حقوق بشر به ویژه حقوق زنان، لیلی غزل همواره با چالشهای اجتماعی و سیاسی روبرو بوده است. اما همچنان که شعر او شاهد طیف گستردهیی از عواطف و موضوعات است، این شاعر محبوب با استقلال ذهنی خود، به دنبال صدا زدن برای بیصدایان است.
پرسش: لیلی جان، ابتدا میخواهم بدانم که چگونه شروع به سرودن شعر کردید؟ آیا از کودکی به این هنر علاقهمند بودید؟
پاسخ: بله، از کودکی به زبان و ادبیات علاقهمند بودم. خانوادهام همیشه به من فرصت میداد تا با کتابها و شعر آشنا شوم. اما سرودن شعر بهطور جدیتری بعد از ورود به دانشگاه و برخورد با تجربیات زندگی شروع شد. برای من، شعر همیشه ابزاری برای بیان عمیقترین احساسات بوده است، جایی که واژههای عادی از رساندن معانی عاجز میمانند.
پرسش: قالب غزل بخش عمدهیی از شعرهای شما را تشکیل میدهد. چرا به این قالب ویژه علاقهمندید؟
پاسخ: قالب غزل برای من نوعی زبان است که میتواند عشق، درد و حتی مقاومت را با هم ترکیب کند. این قالب قدیمی، با تمام تاریخچهاش، همچنان زنده است و قادر به بیان مشکلات و امیدهای ما در قرن بیست و یکم است. من از اینکه بتوانم با استفاده از غزل، داستان زنان افغانستان را بگویم، خوشحال میشوم.
پرسش: در قالب غزل، که به طور سنتی با موضوعات عشق معروف است، شما به پرداختن به موضوعات اجتماعی و حقوق زنان روی آوردهاید. چگونه موفق شدهاید تا بین عشق سنتی و موضوعات اجتماعی جدید توازن برقرار کنید؟
پاسخ: ایجاد توازن بین عناصر سنتی و نوین در قالب غزل، به نوعی چالشی بوده است که من را به تجربههای جدید دعوت کرد. فکر میکنم که عشق، به عنوان یکی از عمیقترین احساسات انسانی، میتواند شامل همه چیز باشد: عشق به زندگی، به آزادی، به وطن و حتی به حقوق خود ما. بنابراین، من تلاش کردم تا از عشق به عنوان یک پل استفاده کنم که امکان میدهد موضوعات اجتماعی را نیز در قالب غزل بیان کنم. این کار به من اجازه داده است که بدون از دست دادن زیبایی سنتی غزل، به موضوعات جدید نیز پرداخته باشم.
پرسش: از نظر فنی، چگونه به تصویربرداری قوی در اشعار خود میپردازید؟ آیا از روشهای خاصی برای ایجاد تصاویر ذهنی استفاده میکنید؟
پاسخ: تصویربرداری در شعر برای من از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا این ابزار ما را قادر میسازد تا خواننده را به دنیایی که در ذهن ما وجود دارد، بکشانیم. من معمولاً از تجربیات شخصی و مشاهدات روزمره الهام میگیرم. بهعنوان مثال، یک شب سرد در بلخ یا یک لحظهی حساس در زندگی یک زن میتواند منبع یک تصویر شعری شود. همچنین، من تلاش میکنم تا واژگانی را انتخاب کنم که هم بهطور مستقیم معنای خود را منتقل کنند و هم در عمق شان، تاریخ و فرهنگ محلی را نیز بازنمایی کنند.
پرسش: شما از واژگان و عباراتی استفاده میکنید که هم زیبایی زبان فارسی را نگهداری میکنند و هم پیامهای عمیقی را منتقل میکنند. چگونه به انتخاب واژهها و ساختار جملات میپردازید؟
پاسخ: انتخاب واژهها برای من یک فرآیند دقیق است. هر واژه باید نقش خاصی در انتقال معنای شعر ایفا کند و همچنین با صدا و ریتم کلی شعر هماهنگ باشد. من معمولاً چندین نسخه از یک خط شعر را نوشته و با آزمایش مختلف واژگان، بهترین گزینه را انتخاب میکنم. همچنین، من توجه زیادی به تأثیر صوتی واژهها دارم؛ یعنی چگونه یک واژه میتواند احساسات خاصی را در خواننده برانگیزد. بهعنوان مثال، واژههایی که با حروف لطیف (مثل «س» و «ز») آغاز میشوند، معمولاً حسی نرمتر ایجاد میکنند، در حالی که واژههای با حروف ثقلی (مثل «ق» و «غ») ممکن است حس سنگینی بیشتری داشته باشند.
پرسش: چگونه از نظر فنی به ایجاد ریتم و موزونیت در اشعار خود میپردازید؟ آیا از الگوهای موزونی سنتی استفاده میکنید یا به تجربههای نوینتری روی آوردهاید؟
پاسخ: من بهطور عمده از الگوهای موزونی سنتی فارسی، استفاده میکنم، زیرا این الگوها با تاریخچه و هویت زبان فارسی هماهنگ هستند. اما در بعضی از اشعار، تلاش کردهام تا با اصلاحات کوچکی در الگوهای موزونی، احساسات جدیدی را منتقل کنم. بهعنوان مثال، در برخی از اشعارم، ممکن است بهصورت پیشفرض از وزن سنتی فارسی استفاده کنم، اما با اضافه کردن یک یا دو تغییر در تعداد تفعیلات، به ایجاد یک حالت جدید در شعر بپردازم. این روش به من اجازه میدهد که بدون از دست دادن سنت، به نوآوری بپردازم.
پرسش: در اشعارتان، از تکرار و استعارههای خاصی استفاده کردهاید. چرا این روشها را انتخاب کردهاید؟
پاسخ: استعاره و تکرار از ابزارهایی هستند که میتوانند معانی را برجسته کنند. من معمولاً از استعارههایی که از محیط طبیعی یا فرهنگی محلی الهام گرفتهام، استفاده میکنم. بهعنوان مثال، استعارههایی مثل «باران» یا «باد» که در زبان فارسی تاریخچهیی عمیق دارند، میتوانند بهصورتی نمادین عمل کنند. تکرار نیز به من اجازه میدهد که یک موضوع را با اصرار بیشتری بیان کنم و احساسات خاصی را در خواننده تقویت کنم. بهعنوان مثال، در برخی اشعارم، کلمهیی مثل «خواب» یا «صبح» ممکن است بهصورت تکراری ظاهر شود تا احساس گذشت زمان یا تغییر وضعیت را برجسته کنم.
پرسش: چگونه از نظر ساختاری به تعامل بین نظم و آزادی در اشعار خود میپردازید؟ آیا اشعاری دارید که بهطور کامل از نظم سنتی دوری کردهاند؟
پاسخ: فکر میکنم که تعامل بین نظم و آزادی، یکی از مهمترین چالشهای شاعران عصر ما است. در برخی از اشعارم، بهویژه در مجموعههایی که به موضوعات شخصی و عاطفی پرداختهام، از ساختارهای نظمآزاد یا نیمهنظم استفاده کردهام. این روش به من اجازه میدهد که بازتاب دقیقتری از عواطف داخلی داشته باشم. اما در قالب غزل، که اصلیترین قالب اشعارم است، بهطور کلی به نظم سنتی وفادار میمانم، زیرا فکر میکنم که این قالب، حتی در شرایط نوین، همچنان قابلیتهای بینظیری برای بیان دارد.
پرسش: چگونه فعالیتهای شما در زمینه حقوق بشر و به ویژه حقوق زنان به تجربیات ادبی شما تأثیر گذاشته است؟
پاسخ: فعالیتهای من در زمینه حقوق بشر و حقوق زنان بهشدت بر تجربیات ادبی من تأثیر گذاشته است. این فعالیتها من را به مواجهه با واقعیتهای سخت زندگی زنان در افغانستان و دیگر مناطق دعوت کرد. این تجربیات بهصورت مستقیم در مضامین اشعارم نشان داده شده است، زیرا من تلاش میکنم تا داستانهایی را که در طی این فعالیتها شنیدهام، به زبان شعر بیان کنم. از نظر ساختاری نیز، این تجربیات به من کمک کردهاند تا با استفاده از زبانی ساده و مستقیم، به انتقال پیامهای مهم بپردازم.
پرسش: نخستین مجموعهی شعر شما با عنوان «رقص در باروت» منتشر شد. چگونه این مجموعه شکل گرفت؟
پاسخ: «رقص در باروت» بازتاب درد و رنج زنان افغانستان، دوری از وطن و امید به آیندهی روشنتر است. این اشعار از تجربیات شخصی و مشاهدات من در زندگیهای زنان حول من الهام گرفته شدهاند. امیدوارم که این مجموعه بتواند صدای بیصدایان را بلند کند.
پرسش: دومین مجموعهی شعر شما، «دستنبو»، به موضوع عشق و عواطف زنانه پرداخته است. چرا تصمیم گرفتید از مضامین اجتماعی به عشق بروید؟
پاسخ: عشق بخشی از زندگی همه ما است و من فکر نکردم که باید فقط به موضوعات اجتماعی محدود شوم. در «دستنبو»، سعی کردم تا عشق را از دید زنان بیان کنم، زیرا عشق همچون سایر ابعاد زندگی، تحت تأثیر شرایط اجتماعی و فرهنگی قرار دارد. امیدوارم این مجموعه نشان دهد که میتوانم در مضامین مختلف نیز حضور داشته باشم.
پرسش: تجربه مهاجرت به ترکیه و زندگی در استانبول چگونه بر شعرهای شما تأثیر گذاشته است؟
پاسخ: مهاجرت به ترکیه و زندگی در استانبول، همچون سفری از آشنایی به ناشناخته، دریچههای تازهیی از جهانبینی را به رویم گشوده است که ردپای آن به روشنی در اشعارم نمایان شده است. دوری از وطن، فراتر از یک حس شخصی، فرصتی ژرف برای کاوش در هویت، تبعید و جایگاه زنان در فضایی بینالمللی و ناآرام فراهم آورده است. این تجربه، ابعاد تازهیی به مضامین اجتماعی و فرهنگی اشعارم بخشیده و آنها را با لحنی ظریفتر و در عین حال پرمایهتر شکل داده است. همه این عناصر، دست در دست هم، به آفرینش نگاهی جهانشمول در ادبیات یاری رساندهاند؛ نگاهی که از مرزهای فردی فراتر رفته و به دغدغههای مشترک انسانی پرداخته است.
پرسش: شما گفتهاید که شعر میتواند آگاهی مردم را افزایش دهد. چگونه این اثر را در اشعار خود تحقق میدهید؟
پاسخ: شعر برای من وسیلهیی برای بازتاب واقعیتهای اجتماعی و فرهنگی است. من تلاش میکنم تا از طریق تصویربرداری قوی و زبانی پر از معانی، تجربیات زنان افغانستان را بهصورت حقیقی و مؤثر برجسته کنم. امیدوارم که این اشعار بتوانند آگاهی مردم را افزایش دهند و به ایجاد تغییرات اجتماعی کمک کنند.
پرسش: آیا میتوانید درباره مجموعههای آینده که در حال تهیه هستند صحبت کنید؟
پاسخ: بله، در حال حاضر سه مجموعه دیگر در حال تهیه هستند. این مجموعهها نشاندهنده تجدید نگاه من به موضوعات اجتماعی و انسانی است. هدف من همچنان این است که از طریق هنر شاعری خود، به بازتاب مشکلات و امیدهای زنان افغانستان بپردازم.
پرسش: آخرین سؤال، چگونه تعریف میکنید نقش شاعر در جامعهیی که با چالشهای فراوانی روبرو است؟
پاسخ: شاعر باید صدای بیصدایان باشد. در جامعهیی که با چالشهای فراوانی روبرو است، شاعر میتواند از طریق کلمات، آگاهیهایی را به وجود آورد که به تنهایی توانسته باشند. شعر، ابزاری برای تغییر است و من امیدوارم که اشعارم بتوانند این نقش را ایفا کنند.
توسط: admin - 2025-03-16 21:24:13